پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا تو
هر شب من و دیدار در این پنجره با تو
از خستگی روز همین خواب پر از راز
کافی ست مرا ، ای همه ی خواسته ها تو
دیشب من و تو بسته این خاک نبودیم
من یکسره آتش ، همه ذرات هوا تو
بیدارم اگر دغدغه روز نمی کرد
با آتش مان سوخته بودی همه را تو
پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هرچه صدا ، هر چه صدا ، هر چه صدا _ تو
آزادگی و شیفتگی ، مرز ندارد
حتا شده ای از خودت آزاد و رها تو
یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست ؟
دیگر نه و هرگز نه ، که یا مرگ که یا تو
وقتی همه جا از غزل من سخنی هست
یعنی همه جا _ تو ، همه جا _تو ، همه جا _تو
پاسخ بده از این همه مخلوق چرا من ؟
تا شرح دهد ، از همه ی خلق چرا تو .....
دلم برا تنگ شده عیال ماهممممممم
![]()

با سلام*
من واقعا نمیدونم چی باید بگم ولی هر کاری از دست خودم
و دوستانم بربیاد دریغ نمیکنیم*
امیدوارم روزی از همین روزها جشنی براشون بگیریم و همه این
کودکان معصوم را با چهره ای بشاش و خندان و زیبا ببینیم گرچه این
عزیزان همیشه برای ما زیبا هستند اما واقعا اگر هر کدام از ما هزینه
ای اندک از ولخرجی روزانه خودمون را کنار بگذاریم این فرشته های
کوچک روی زمین هم میتوانند زندگی عادی در جامعه داشته باشند
پس اگر از ته دلت میخوای کمک کنی بگو بسم الله و با من همصداشو
و اگر آماده همکاری هستی آخر نوشته خودت در همین وبلاگ لیست
قبلی را کپی کن و اسمت را به کمک کنندگان اضافه کن**
((درضمن باید عرض کنم هیچ پولی توسط بنده یا فرد دیگری از
دوستان پذیرفته نمیشه و بعد از پیدا کردن موسسه ای مطمئن
برای کمک به این عزیزان مبالغ دریافتی را همگی به آن موسسه
انتقال خواهیم داد))****
بسم الله
پست ویژه
به داد این فرشتگان مظلوم برسید .

دقایقی پیش این تصاویر را یکی از خوانندگان خوب سایت " یادداشت های یک خبرنگار " برام فرستاد . چون هیچ توضیحی نداشت ، با خود فكر كردم عكس هایی از تئاتر كودك است . اما بعد متوجه شدم این فرشتگان معصوم همان دانش آموزانی هستند كه بر اثر آتش گرفتن بخاری مدرسه به این شكل در آمده اند ! بنده به عنوان یك انسان از ظلمی كه بر اثر غفلت و حادثه برای این كودكان مظلوم پیش آمده است ، بسیار متآثر شدم . از آن جا كه به خواست خداوند متعال در كشور ما جراحان پلاستیك فراوانی وجود دارند . بدینوسیله از یكایك آن ها ملتمسانه دعوت می كنم با یاری افراد خییر و انسان های نیكو كار به یاری این فرشتگان مظلوم بشتابند .
من از تمام انسان های آگاه و با شرف ایرانی به ویژه جراحان محترم پلاستیك و سایر آقایان اطباء خواهش می كنم با مساعدت مردم خوب كشور و خییرین محترم برای نجات جان این فرشتگان معصوم قدمی خیر خواهانه برداشته و این عزیزان را به زندگی عادی برگردانند .
ما می توانیم بار دیگر شادی و لبخند را بر چهره غم زده این عزیزان زنده كرده و آرامش را به خانواده آن ها اهداء نماییم .
سایت " یادداشت های یك خبرنگار " مفتخر است به عنوان هماهنگ كننده این حركت عاطفی و انساندوستانه در خدمت هموطنان باشد .
بدیهی است تا انتخاب نشدن فردی معتمد ( ترجیحآ از میان پزشكان جراح ) هیچ گونه هزینه مالی اخذ نخواهد شد . و مدیریت این سایت در حال حاضر فقط مسئولیت دریافت اعلام آمادگی و نظرات هموطنان گرامی را پذیرا می باشد .
گفتنی است تصاویر دریافتی مربوط به خبرگزاری فارس است كه توسط عكاس محترم آن آقای فرامرز میرزا احمدی تهیه شده است .
از سایر همكاران و مدیران وبلاگ ها خواهش می كنم در معرفی لینك فوق این عزیزان را یاری فرمایند .
آدرس ای میل :
آدرس سایت :
آدرس وبلاگ :
با احترام : بهروز مدرسی
http://www.cloob.com/profile/blog/one/username/k1jon/logid/469625
اعلام آمادگی اعضای سایت کلوب در وبلاگ کیوان امامی
با قدردانی و سپاس مجدد : شیدا و اِمپی
آی خـــدا دلگیـــرم ازت............. آی زندگی سیـرم ازت
آی زندگــی میمیرم و............. عمـــرم و می گیرم ازت
این غــصه های لعنتی............. از خنده دورم می کنن
این نفس های بی هدف........... زنده به گورم می کنن
چه لــحظه های خــوبیه...............ثانیـــه هــای آخــره
فرشته مــردن من .................. منو از اینجا می بـره
آی خـــدا دلگیرم ازت ............. آی زندگی سیــرم ازت
آی زندگــی میمــیرم و............. عمرم و می گیرم ازت
چه اعتراف تلخــــیه................ انگار رسیــــدم ته خط
وقت خلاصی ازهوس............. آی دنیا بی زارم ازت ....




صبحگاه علی خان سرهنگ را از خواب بیدار کرد ....... یه گله گورخر از راه میرسیدند ......سرهنگ تفنگ دورزن انگلیسی خود را آماده کرد و قراول رفت ..... یک ماده گورخر در تیررس بود علی خان ممانعت کرد ؛ ماده را نباید زد .......یک کره پدیدار شد ..... باز هم علی خان اجازه تیر نداد ..... نوبت به یک ماده و کره اش رسید و باز هم علی خان جلوی سرهنگ را گرفت ...... یک نر جوان هم به همین ترتیب نجات یافت ..... و بالاخره یک نر بزرگ و پیر نظر علی خان را جلب کرد ....... پس از آنکه حیوان سیرآب شد او اجازه تیر داد ...!!!
تیمور لنگ در خاطرات خود می نویسد وقتی که به طبرستان رسید ف مردان و زنان طبری را دید که از سپاه او نهراسیدند و هنگامی که سربازان مشغول استفاده از میوه درختان شدند ؛ به تیمور گفتند ، سربازانت هرقدر میخواهند بخورند ولی شاخه ها را نشکنند ...!!!

(اصفهان ، رودخانه زاینده رود ـــ اوج فرهنگ امروز ایرانی در اصفهان)
قرن ها بعد ـ یعنی همین ۳۰ سال پیش ـ عده ای از فلاسفه در غرب نسخه توسعه پایدار را برای بشریت نوشتند ....!!!
ما ایرانی ها با این سابقه تمدنی که داریم ، احتیاجی به نگاه کردن به غرب نداریم و کافی است به عقب بنگریم تا راه حل مسائل و مشکلات زیست محیطی خور را بیابیم ......
به راستی آیا نگاهی که امروز ما به محیط زیست داریم و چگونگی رفتار برخی از ما ؛ هیچ مناسبتی با اعتقادات و کردار اجدادمان دارد .....؟؟؟
اگه به عنوان مثال به پارک جنگلی سیسنگان یا هر منطقه توریستی دیگه ای در هر منطقه از کشورمون سربزنید ، با کمی تامل به عمق فاجعه پی خواهید برد ..... هر کسی که یکی دو ساعت در یه گوشه ای ـ همون به عنوان مثال پارک سیسنگان ـ اتراق میکنه انبوهی از زباله رو اطراف خودش رها میکنه و میره .....
مگر ما مردمی نیستیم که آب ، خاک ، درخت و هوا را محترم می داشتیم و آن را آلوده نمیکردیم ....؟؟؟ مگر ما امت پیامبری نیستیم که میفرمود : شکستن شاخه درخت مانند شکستن بال فرشتگان است ...؟؟؟
قطع به یقین جامعه امروز ما نیاز به فرهنگ سازی اساسی داره ...... ولی همه ما میدونیم که فرهنگ سازی هم از دامان پاک و پر مهر مادران و سایه پرغرور پدران ایرانی شروع می شود ...... این تعلیمات تا به آخر در زهن کودکانمان نقش میبندد ......
در کودکی چیزی را داخل حوض آب منزلمان انداختم .... مرحوم مادربزرگم نهیب زد که << آب مهر حضرت فاطمه است ، حق نداری به آن بی احترامی کنی ....>>
جای چنین تعلیماتی در ساحت مقدس خانه های ایرانی خالی است ...... به راستی جای آن است که کمی به عمق بنگریم ......![]()
برگرفته شده از : همشهری



حالا با این مقدمه میریم سر اصل مطلب ......
حتما دیگه همه تون از توطئه تغییر نام خلیج فارس به یه نام کذایی دیگه (که اینجا نمیخوام اسمشو ببرم)مطلع هستید ...... توطئه ای که حدودای ۲ سال پیش توسط آمریکایی ها بنیان گذاشته شد ..... ولی توی اون دوره با اعتراض شدید ایرانی ها مواجه شد و در نهایت هم عوامل این حرکت زشت مجبور به عذر خواهی از عموم شدن و به نظر قائله ختم به خیر شد .....
ولی متاسفانه باز هم طی روز های اخیر همون موضوع باب شد ....... و ایندفه توسط سایت http://earth.google.com/ که توی نقشه های خودش از همون نام کذایی استفاده کرده .....
حالا بگذریم از این حرف ها ......
طبق قانون خود سایت گوگل اگه ۱ میلیون امضاء برای اعتراض جمع بشه نام مجهولی که توی نقشه ها برای این آبراه حیاتی و استراتژیک گذاشته شده برداشته میشه و خلیج فارس جای اون رو میگیره ......
![]()
تا حالا طبق آماری که من دارم حدود ۶۰۰ هزار تا امضاء جمع شده ..... شما دوستان عزیز هم میتونید با کلیک بر روی لینکی که در زیر گذاشته میشه و نوشتن آدرس ایمیل و اسم خودتون توی این حرکت ملی سهیم باشید ......![]()
![]()
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

آه که می تپد هنوز
خسته و آهسته دلم
زمزمه ی عشق مکن
چون که شکسته ای دلم
تا به کجا می روی؟
با چه هدف تو می زنی...
دوان دوان درون من؟
مقصد اخرت کجاست؟
من نتوانم که دگر
با تو بمانم همسفر
تو می روی برو ولی....
ره بکشان بدون من.
چشم و چراغ من اگر
روی تو بود و عشق تو
چشم و چراغ روی تو
که یار بود و عشق او
چون که وفا نکرد و رفت
دگر وفا زمن مجو
بجز کلام بی اساس
دگر ز من سخن مجو
قلب بمان قلب بمان
آه نزن دگر مکوب
چو عشق تو شکست و مرد
تو هم دمی بکن غروب
هر چه کشیدم از تو بود
زجر که دیدم از تو بود
هر تپش تو تیر غم
آه نزن بکن کمم
از این سرای ماتمم
نشسته ام در انتظار
تا که به آخر برسی
لحظه ی دیگری گذشت...
آه که می کشم هنوز
آه بلند و نفسی
دگر وجودم از غم است...
گویی که واپسین دم است...
گویی که اینـــــــــــــ ـ ـ ـ..............
تمام.









