عامیانه ها
...
آقا به قول مستوفی شما هم عجب حوصله ای داریااا ... ( با خودم بودما ... سوء تفاهم نشه الان گرفتی چی میخوام بگم ...؟ ( اینجا رو دیگه با خودم نبودمااا ... گوی سخنم با شماست ایششششش ... اصلا تو بشین بخون ... ولی من که خودم گرفتم چی شد ... پس هیچی نمیگم و نمینویسم (سوت بلبلی) ... ولی تو بشین بخون ... الان میگه چی بخونم وقتی تو هیچی نمینویسی ... این دیگه به قول مستوفی مشکل من نیست ...
) ... این همه من و امثال من گفتن و گفتن و گفتن و همچنان گفتن و هنوز هم دارن میگن و بعدا هم خواهند گفت ... ولیکن این همه گفتن چه فایده داشته و داره آخه فدات شم ...؟! باید عمل کرد ... به قول مستوفی " به عمل کار بر آید نه به حرف " ... ( آیکون نصیحت
)
) نگرفتی ... اگه گرفته بودی الان اینجا نبودی فدات شم ...
الان میگه پس کجا بودم ...؟! خوب من از کجا باید بدونم که تو باید کجا باشی ...
فقط اگه توجه کرده باشی گفتم که گفتن و شنیدن فایده نداره فدات شم ... باید عمل کرد ... پس نتیجه میگیریم که چییییییییییییی ...؟؟ نتیجه میگیریم که وقتی من میگم و تو میشنوی هیچ فایده ای نداره خوب تو نباید بشینی بخونی که ... باید بری دنبال یه کار دیگه ...![]()
![]()
![]()
![]()



